تبليغاتX
.:: خلوتی برای لبخند ::.

عکس خفن دانشگاه

بدون شرح !!!

نوشته شده توسط ماهان در پنجشنبه 14 آبان1388 ساعت 17 | لینک ثابت |

علی آبادی خائن

 

عشق دوچرخه سواری

 

عکس خشن و خفن

نوشته شده توسط ماهان در چهارشنبه 13 آبان1388 ساعت 17 | لینک ثابت |

 1- چیزی در مورد ماشین فهمیدن ، البته به جز رنگش
 2- درك مضمون اصلی یك فیلم هنری
 3- 24 ساعت رو بدون فرستادن sms زندگی كردن
 4- بلند كردن چیزی
 5- پرتاب كردن
6- پارك كردن ماشین
 7- خواندن نقشه
 8- دزدی كردن از بانك
 9- آرام و ساكت جایی نشستن
 10- بیلیارد بازی كردن
 11- پول شام رو حساب كردن 
 12- مشاجره كردن بدون داد كشیدن
 13- مواخذه شدن بدون اینكه گریه كنن
 14- رد شدن از جلوی مغازه كفش فروشی 
 15- نظر ندادن در مورد لباس یك غریبه
 16- كمتر از بیست دقیقه داخل یك دستشویی بودن 
 17- دنده ماشین را با انگشت عوض كردن 
 18- راه انداختن درست یك ویدئو 
 19- تماشای یك فیلم جنگی
 20- انتخاب سریع یك فیلم 
 21- (...)
 22- ندیدن فیلم هندی 
 23- غیبت نكردن
 24- (...)
 25- نرقصیدن موقع شنیدن یك آهنگ شاد 
 26- آرایش نكردن
 27- لاك نزدن
 28- صحبت نكردن وقتی كه باید ساكت باشن
 29- سیگار برگ و یا چپق كشیدن
 30- درك كردن شوهر وقتی اعصابش خورده 
 31- گریه كردن بدون آبریزش بینی
 ‌32- غذا پختن بدون تماشای تلویزیون
 33- تماشای اخبار و خوندن روزنامه
 34- نق نزدن
 35- لگد زدن 
 36- از سن بیست و پنج سالگی رد شدن
 37- اخ و تف كردن
 39- خواستگاری رفتن
 40- موارد بالا رو قبول كردن …

نوشته شده توسط ماهان در سه شنبه 12 آبان1388 ساعت 18 | لینک ثابت |

از قطره پرسيدند آرزويت چيست؟ گفت به هم پيو ستن و جويبار شدن از جويبار پرسيدند آرزويت چيست؟ گفت :به هم پيوستن و رود شدن رود را پرسيدند آرزويت چيست؟ گفت به هم پيوستن و دريا شدن دريا را پرسيدند آرزويت چيست ؟ گفت هيچ...!!!
ولي کاش قطره شبنمي بودم در کنار گلي بي خبر از همه جا

نوشته شده توسط ماهان در سه شنبه 5 آبان1388 ساعت 9 | لینک ثابت |

 امام خمینی:آب و برق و گاز مجانی می شود و پول نفت هم هر ماه در خانه هایتان می آید

20 سال بعد :

حضرت امام احمدی نژاد:باید یارانه های آب و برق و گاز برداشته شود.بنزین باید سهمیه بندی شود و به قیمت جهانی(هر لیتر700 تومان) فروخته شود!!! از انقلاب ترافیکش ماند و از آزادی میدانش

خوش بحال مسافرکش های خط آزادی که بی ترس زندان، آزادی آزادی را فریاد می زنند

وقتی گالیله در اثر شکنجه و تهدیدات کلیسا مجبور شد به اشتباه خود پی ببرد و به صاف بودن کره زمین اعتراف کند، یکی از شاگردان گالیله به سمت او آمد و تف بر زمین انداخت و گفت: تف به سرزمینی که قهرمان ندارد. گالیله در جواب گفت: تف به سرزمینی که به قهرمان احتیاج دارد

نوشته شده توسط ماهان در یکشنبه 3 آبان1388 ساعت 12 | لینک ثابت |

http://phproxyurl.cn

http://7xs.info

http://websvision.info

http://sneaksafe.info

http://blockedbypass.info

http://proxyserverdownload.cn

با اضافه کردن آی دی : tanhatareen_irooni  در یاهو مسنجر می توانید لیست جدید ترین سایت ها را دریافت کنید

نوشته شده توسط ماهان در چهارشنبه 29 مهر1388 ساعت 11 | لینک ثابت |

- هرگاه حرف ب ساکن قبل از ر بیاید جای آنها عوض می شود:
مثال: کبریت > کربیت ، تبریز> تربیز
2- حرف گ در اول کلمه ق و در سایر موقعیتها ج ادا میشود:
مثال: گازوئیل > قازوئیل ، تگرگ > تجرج ، کامپیوتر > قامپیوتیر
3- گاه حرف ه در آخر کلمه به ی و در برخی انواع گویش به صدای او تبدیل میشود:
مثال:
گوجه فرنگی > قوجی فرنجی (یا همان گیرمیز بادمجان)
ماهی تابه > مایتابو
4- صدای ق به صدای گ و حرف گ در اول کلمه با صدای ق ادا می شود. در برخی موارد ق حذف میشود:
مثال:
قند > گند
گلابی > قلابی
آقای رئیس > آی رئیس
5- گاه حرف ی بعد از حرف با صدای کسره با صدای و تلفظ میشود:
مدیر> مدور
6- بعد از حروفی که در کلمه با صدای کسره ادا میشوند یک ی اضافه میشود:
مثال:
مثال > میثال
ابتدا > ایبتیدا
چراغ > چیراگ
7- حرف ک هیچگاه با صدای ک ادا نشده و بسته به موقعیت حرف در کلمه، موقعیت کلمه در جمله، نوع وضع عصبی گوینده، محل تولد گوینده، وضع آب و هوا و ... با صدای ش خ چ ق ادا شده و گاه اصلا ادا نمی شود:
مثال: من به تک تک سوالات شما پاسخ خواهم داد > من بی تشتچ سوالات شما پاسخ خواهم داد.
مرتیکه کثافت درست رانندگی کن > مرتیچه چثافت درست رانندجی چُن
سلام آقای دکتر > سلام آی دُهتر
زبان بیسیک > زبان بیسیخ
چکار می کنی؟ > چخار موخونو ؟
چُرَک > چُرَه (بمعنی نان در زبان تری)
8- معمولا افعال در حالت اول شخص به صورت دوم شخص بیان میشوند.
من با شما نبودم > من به شما نبودی !
9- ضمیر ملکی متصل دوم شخص به صورت سوم شخص بیان میشود:
حالت خوبه ؟ > حالش خوبی ؟
(با اندکی تصرف )
دوستان ترک این موضوع جنبه شوخی دارد لطفا ناراحت نشوید

منبع : http://www.send2all.blogfa.com

نوشته شده توسط ماهان در سه شنبه 28 مهر1388 ساعت 18 | لینک ثابت |

احمدی نژاد در نیویورک

خالي شدن صندلي‌هاي نمايندگان کشور لبنان در هنگام سخنراني رئيس جمهور
نمک ایران شور نیست یا نمکدون های ما... ؟

 

تصاویر احمدی نزاد در نیویورک

تصاوير صندلي‌هاي مجمع عمومي سازمان ملل در هنگام سخنراني احمدي نژاد که شبکه سي.ان.ان پخش کرد

نوشته شده توسط ماهان در جمعه 3 مهر1388 ساعت 13 | لینک ثابت |
هواپیمایی كه چند روز گذشته مقارن با برگزاری «مراسم گرامیداشت آغاز هفته دفاع مقدس» حوالی ورامین سقوط كرد تنها هواپیمای نظارت هوایی و هشدار سریع ارتش ایران موسوم به آواكس (AWACS) بوده است.
به گزارش جام جم آنلاین، سایت امریكایی "دیفنس نیوز" (اخبار دفاعی) در این زمینه نوشت: سانحه هوایی روز سه‌شنبه در حوالی ورامین به دلیل برخورد 2 هواپیمای جنگی اتفاق افتاد كه یكی از آن‌ها تنها هواپیمای آواكس موجود در نیروی هوایی ایران بود.
این سایت ادعا كرده است این هواپیما كه با اسم رمز سیمرغ و با پشتیبانی چند جت جنگنده با هدف هماهنگ كردن عملیات رژه هوایی بر فراز تهران به پرواز درآمده بود با یكی از هواپیماهای محافظ خود كه جتی از نوع F5 بوده برخورد داشته است.

چه می کنه اطلاعات جنگ آمریکا و چه ساده ایم ما که فکر می کردیم...
نوشته شده توسط ماهان در جمعه 3 مهر1388 ساعت 13 | لینک ثابت |

بنا به گزارش اداره کل استاندارد ایران همه ۱۳ برنج زیر دارای مواد سمی خطرناک می باشند
میزان مواد سمی موجود در برنج ها و نام آنها در جدول زیر قابل مشاهده می باشد
آلوده بودن برنج‌هاي وارداتي مارک دار به آرسنيک، جيوه و فلزات سنگين توسط مسئولان سازمان استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران پذيرفته و تایید شده است

برنج های سمی بازار ایران

لطفا اطلاع رسانی کنید

نوشته شده توسط ماهان در چهارشنبه 1 مهر1388 ساعت 18 | لینک ثابت |

 چنین گفت کوروش به محمود مشنگ که ای چشم و ابرو و کاپشن قشنگ که از شرم گفتار و کردار تو جهان بر همه پارسیان گشته تنگ به باد دادی هر چه ما ساخته ایم که از رفتار تو ما آبرو باخته ایم هر آنچه حقوق بشر خوانده ایم به کردار تو بر باد داده ایم خجل کرده ای جملگی پارسیان بس است خفت برای ایرانیان

نوشته شده توسط ماهان در چهارشنبه 1 مهر1388 ساعت 11 | لینک ثابت |

موجود عجیب

روز شنبه یک موجود عجیب و غریب در پاناما پیدا شد که حرف‌های زیادی درباره آن گفته می‌شود. در سال گذشته نیز یک موجود عجیب و غریب در ساحل دریا در نیویورک پیدا شد که دانشمندان تاکنون نتوانسته‌اند اصلیت و خاستگاه آن را شناسایی کنند.

به نوشته «خبر»، بدن این موجود مو ندارد و به نظر می‌رسد پوست و سیمای بدنش، مانند کائوچو است. این موجود هیولای پاناما لقب گرفته است. گروهی از مقامات مسئول این موجود را با موجود عجیبی که قبلاً در نیویورک پیدا شده و به آن هیولای مانتوک لقب داده شده، مقایسه می‌کنند.

هیولای مانتوک نیز توسط امواج به ساحل دریا در نیویورک آورده شد. این موجود نیز دندان‌های تیز و پوست عجیب و غریبی مانند کائوچو دارد.

گزارش‌های صادره از پاناما نشان می‌دهد گروهی از جوانان این موجود عجیب و غریب را که چهار دست و پا از یکی از غارهای شهر سرو آزول، در شمال شهر پاناما خارج می‌شده، دیده‌اند. زمانی که این موجود به طرف جوانان آمده، برخی از آنان دچار ترس و وحشت شده‌اند و با عصا ضربه‌ای به او زدند که باعث مرگش شده است. آنها این موجود را به داخل برکه آب انداخته و محل را ترک کردند.

این افراد پس از مدتی دوباره به محل آمده و از این موجود عکس گرفتند که در پایگاه اینترنتی تلویزیون پاناما قرار داده شده است. عکس‌های منتشره از هیولای پاناما سؤالاتی را در ذهن خوانندگان برانگیخته و یکی از آنان حدس می‌زند که این موجود از سیاره دیگری آمده باشد.

یکی از عکس‌هایی که از هیولای پاناما گرفته شده، نشان می‌دهد که این موجود دست و پا و بدن انسان را دارد و عکس دوم نیز چشم، بینی، دهان و زبان او را به وضوح نشان داده است.

منبع : سایت وزین تابناک

نوشته شده توسط ماهان در سه شنبه 31 شهریور1388 ساعت 14 | لینک ثابت |

ترکه از جلوی ساندویچی رد میشه ، میبینه نوشته هات داگ میره یکی میخره ، بد لاشو باز میکنه ، میگه : اه ، عجب بدشانسی ، ببین کجای سگ به ما افتاده

 

ترکه ماشینش پنچر میشه ، میره از لوله اگزوز فوت می کنه لره رد میشده میگه : خره ، تا صبحم که فوت کنی لاستیک باد نمیشه ، چون شیشه های ماشینت پائینه!



هدف از آفرینش لرها : ۱- ایجاد رعب و وحشت در بین حیوانات ۲- ایجاد شادی بین انسانها ۳- روحیه دادن به ترکها



قزوینیه می میره ، روحش به سمت سوراخ لایه اوزون پرواز می کنه



ترکه میره جبهه و از کمر به پایینش قطع میشه، بهش میگن: چه احساسی داری؟ میگه: احساس می‌کنم تا کمر رفتم تو بهشت



یارو میره طواف کعبه، جو می گیرتش میزنه تو سرش و داد می زنه " وای خدا کشته شد"



دوست غضنفر بهش میگه سی دی که بهم دادی خش داره؟ میگه: آخه آهنگای قشنگش رو علامت زدم



غضنفر از ژاپن برمیگرده. بهش میگن اونجا مشكل زبان نداشتی؟ میگه: من نه، ولی ژاپنی ها چرا



به ترکه میگن یه موجود نام ببر میگه : آب جوش میگن آب جوش که موجود نیست میگه والا من از تبریز که میومدم تو جاده نوشته بود آب جوش موجود است



از ترکه می پرسن چه جوری بستنی کیم می خوری؟ می گه می ذارمش لای نون، سیخشو می کشم بیرون



می خواستن ترکه رو اعدام کنن، ازش می پرسن: آخرین حرفت رو بزن. می گه: لعنت بر پدر و مادر اون کسی که بزنه زیر چهار پایه!



زن: عزیزم! یادته روز خواستگاری وقتی ازت پرسیدم چرا می خوای با من ازدواج کنی، چی گفتی؟ شوهر: آره، خوب یادمه، گفتم: می خواهم یک نفر را در زندگی خوشبخت کنم. زن: خوب، پس چی شد؟ شوهر: خوب، خوشبخت کردم دیگه. زن: کیو خوشبخت کردی؟ شوهر: همون بیچاره ای رو که ممکن بود با تو ازدواج کنه



خواننده تو عروسي ميگه: خانوما، آقايون، دستا بالا، مي‌خواهيم بريم بندر! ترکه داد ميزنه: كجا؟ ما تا شام نخوريم هيچ‌جا نميريم



به ترکه میگن از قفل فرمونت راضی هستی ؟ میگه: آره فقط سر پیچ اذیت می کنه



ترکه ميخواسته آتش نشان بشه. توي آزمون استخدامي ازش ميپرسند اگر جنگل آتش بگيره و آب نباشه چه کار ميکني؟ ميگه: هيچي تيمّم ميکنيم



ترکه ميره قهوه خونه ۲ تا چايی ميخوره بابا خسته نشدی اين همه چايی خوردی؟ ميگه : راست میگی واللا قربونت يه چايی بيار بخوريم خستگيمون در بره



ترکه بعد از 2 سال سربازي، كارتش رو مي‌گيره، يه نگاهي بهش مي‌كنه و ميگه: اي بابا، اينو كه دارم، گواهينامه ميخوام

نوشته شده توسط ماهان در سه شنبه 24 شهریور1388 ساعت 14 | لینک ثابت |
يه مرد ۸۰ ساله ميره پيش دكترش براي چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش مي پرسه و پيرمرد با غرور جواب ميده :
هيچوقت به اين خوبي نبودم. تازگيا با يه دختر ۲۵ ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زايمانش ميرسه. نظرت چيه دكتر؟
دكتر چند لحظه فكر ميكنه و ميگه: خب بذار يه داستان برات تعريف كنم. من يه نفر رو مي شناسم كه شكارچي ماهريه. اون هيچوقت تابستونا رو براي شكار كردن از دست نميده. يه روز كه مي خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهي چترش رو به جاي تفنگش بر ميداره و ميره توي جنگل. همينطور كه ميرفته جلو يهو از پشت درختها يه پلنگ وحشي ظاهر ميشه و مياد به طرفش. شكارچي چتر رو مي گيره به طرف پلنگ و نشونه مي گيره و ... بنگ! پلنگ كشته ميشه و ميفته روي زمين
پيرمرد با حيرت ميگه: اين امكان نداره! حتما يه نفر ديگه پلنگ رو با تير زده
دكتر يه لبخند ميزنه و ميگه: دقيقا منظور منم همين بود!

نتيجهء اخلاقي: هيچوقت در مورد چيزي كه مطمئن نيستي نتيجهء كار خودته ادعا نداشته نباش

نوشته شده توسط ماهان در دوشنبه 23 شهریور1388 ساعت 14 | لینک ثابت |

روزنامه جوان نوشت:

در اواخر مردادماه ۸۸ تب «جومونگ» تهران را فراگرفت و عده اى از خبرنگاران رسانه هاى مختلف به دنبال اين بودند كه با آمدن جومونگ به تهران سريعاً خود را به او رسانده و گزارش هاى مفصلى را براى رسانه هاى خود تهيه كنند.

در سريال «افسانه جومونگ» جومونگ همچون موسى (ع) در خانه فرعون (امپراتور) رشد و نمو مى كند،با وى به مخالفت برمى خيزد و در نهايت مردم آواره را با گذراندن از رودخانه اى پهناور (كه گذرموسى (ع) از رود نيل را تداعى مى كند) به سرزمين خالى از سكنه (!) پدرانش يعنى چوسان قديم (ارض موعود) وارد مى كند.

چوسان در ذهن عبارت «چو سان - jew sun» يعنى خورشيد يهود را متبادر مى سازد و ماجرا آنجا شگفت آور مى شود كه خورشيد در تورات، نماد ارض موعود يا سرزمين مادرى مى باشد! چوسان كه ارض موعود شد، منجى اين قوم - جومونگ - نيز راهبى يهودى مى شود (jew monk = راهب يهودى) و پايه هاى ابتدايى امپراتورى خود را در جو لبن (jew lebun = لبنان يهود) بنا مى كند. در اكثر واژه هاى كليدى اين افسانه كره اى، «جو» يا چيزى شبيه آن (كه دقيقاً با همين تلفظ، در زبان لاتين به معناى يهودى است) به كار رفته است. شايان ذكر است، لازم نيست دقيقاً املاى اين لغات صحيح باشد؛ چرا كه در عمل هم ممكن نيست. بلكه نويسندگان اين افسانه كوشيده اند از اسامى يا كلماتى بهره ببرند كه بيشترين شباهت را با اسامى و مفاهيم يهود داشته باشند و تلفظ مشابه آنها - نه الزاماً املا - اهداف صهيونيستى عناصر پشت پرده اين مجموعه را در ذهن بينندگان نهادينه كند. جالب اينكه بيشتر اين عبارات، اسامى خاص هستند تا در صورت ترجمه و دوبله به زبان هاى ديگر، تغيير نكنند.

البته آنچه ذكر شد، سواى موارد متعدد نمادگرايى تصويرى صهيونيستى اين سريال است. اگر نقشه چوسان قديم كه روى پوست ترسيم شده را ديده باشيد فقط كافيست نقشه فرضى ارض موعود صهيونيست ها (نيل تا فرات) را قبلاً ديده باشيد تا از اين شباهت بى اندازه به شگفت آييد. در پس زمينه سكانس هاى مختلف اين سريال با ستاره شش گوش يا تصاوير متعدد پرچم هايى داراى نقش خورشيد كه نماد ارض موعود صهيونيست هاست، مواجه مى شويد.

نقش «كابالا» يا عرفان و سنت شفاهى يهود و پيشگويى هايشان در اين سريال غوغا مى كند. گويا قرار نيست هيچ تصميمى بدون اذن پيشگوهاى زن اين سريال انجام گيرد. لابد آنها هم حداقل يك «نوستراداموس» يا «ربى يهودا»، «ارى مقدس»، «ربى شمعون» و ديگر كاباليست هاى يهودى لازم دارند تا برايشان، واقعه ۱۱ سپتامبر را پيشگويى كنند و از آينده روشن قومشان بگويند. تاكيد بسيار بر مساله پيشگويى، پرده از نيتى شوم و شيطانى بر مى دارد كه آن چيز جز نامگذارى دهه دوم قرن بيست و يكم به نام دهه كابالا نيست.

آنچه در اين سريال و ديگر فعاليت هاى فرهنگى - رسانه اى يهود به آن پرداخته مى شود. آماده سازى ذهن مردم جهان براى پياده شدن مفاهيم دلخواهشان است. همان گونه كه فيلم ها، سريال ها و آوازه خوانى هاى سبك متال و... دهه نود، جهان را براى ورود به عصر ترانس مدرنيسم كه همان Satanism يا شيطان پرستى بود، آماده كرد.

جومونگ كه گويا «ماشيح يهود» بوده و قومش نيز همان فرزندان برتر خداوند هستند، ارتباطى تنگاتنگ با تورات و تلمود دارد. آنگونه كه همواره مورد عنايت الهى است و حتى همچون پيامبران بنى اسراييل (طالوت و داوود)، خداوند به او روش بافت و ساخت زره را آموخته و سربازانش با تعدادى كم بر دشمنان بسيار خود از امپراتورى چينى ها (هان) پيروز مى شود.
نقش زنان در اين سريال (اعم از كاراكترهاى مثبت ومنفى) انسان را به ياد پيامبران زن هفتگانه يهود يا حداقل ديگرانى چون ريوقا، ساره، يائل و ... مى اندازد. شخصيت بانو «سوسانو» بسيار شبيه «دبورا» پيامبر زن يهودى است كه بنابر فصل هاى چهار و پنج كتاب شوفطيم از مجموعه عهد عتيق بر سربازان سيسرا پيروز مى گردد يا اقدامات تجارى وى «گراسيا ناسى» زن تاجر معروف يهودى و عامل اصلى نفوذ يهوديان در دربار عثمانى را در خاطر زنده مى كند. بانو سويا (همسرجومونگ) نيز كه ابتدا به اسارت مى رود، ولى پس از بازگشت به خاطر اهداف عاليه قوم همسرش از معرفى مجدد خود سرباز مى زند، انسان را ياد داستان «هدسه» كه بنابر فيلم صهيونيستى «يك شب با پادشاه» به زور از خانه عمويش مردخاى ربوده شد و به همسرى خشايار شاه درآمد، مى اندازد.

در بررسى شخصيت هاى زن اين سريال، از هدسه كه با نفوذ در دربار ايران، مقدمات قتل ۷۷۰۰۰ ايرانى را فراهم كرد، بگذريم (كه شرح آن در دفتر استر از مجموعه عهد عتيق آمده است)، به ياد «ركسلانه» يا «خرم سلطان» يهودى مى افتيم كه با نفوذ در دربار سليمان، پادشاه عثمانى به همسرى وى درآمد و با قتل وليعهد «مصطفى» بالاخره منجر به قتل سلطان سليم دوم و شعله ور شدن آتش فتنه جنگ هاى ايران و عثمانى شد. در ديالوگ هاى اين سريال، فراوان عبارت آوارگى، اسارت، سرزمين مادرى و تاريخى، كوچ و ... به چشم مى خورد كه همگى يادآور فرازهايى از تورات است.

جومونگ براى دفاع از خود، حق دارد از سلاح هاى نامتعارف زمان خودش مانند شمشير فولادى، بمب هاى آتشزا و ... عليه دشمنان خود استفاده كند تا جايى كه بيننده، اين برترى تسليحاتى را نوعى حق مسلم وى مى داند كه حاصل هوشمندى و تخصص كارگزاران اوست.

دشمن اصلى جومونگ، امپراتورى چينى ها يا همان «هان» است كه سربازهايش با پرى كه روى كلاهخودهايشان دارند، بى شباهت به جنگاوران مسلمان نيستند. منطقى هم به نظر مى رسد. بايد در مقابل نفوذ روز افزون اقتصادى چينى هاى كمونيست در مقابل ايالات متحده كه ۸۰ درصد ثروتش در اختيار جمعيت حداكثر ۶ درصدى يهوديان است، ايستاد. يكى از اين راه ها، قدرت گرفتن كره به عنوان متحد آمريكا و اسراييل در حياط خلوت چين است.

توجه بيش از حد اين سريال به مقوله تجارت، بى شك براى يهوديان زرپرست، زيبنده تر است تا شينتويست ها و مائويست هاى روح گراى شرق آسيا، شايد هم صهيونيست نمى تواند قبول كند كه پيروان مكتب كمونيسم (چين) امروز اينگونه در اقتصاد آزاد جهان جولان دهند.

لابد كره هم به عنوان هم پيمان ايالات متحده و اسراييل با توجه بيش از حد به مقوله تجارت در اين افسانه تازه ساز (!) به دنبال ايجاد مقدمات فرهنگى جهت سرازير كردن هر چه بيشتر توليدات خود در كشورهاى هدف (مانند ايران) است؛ چرا كه مناسبات اقتصادى ۱۲ ميليارد دلارى بين ايران و كره و نيز داشتن مقام سوم صادرات به ايران، چشم طمع چشم بادامى هاى كره اى را هر چه بيشتر به سوى اين مرز پرگهر جلب كرده است.

اين در حالى است كه نوادگان جومونگ بارها در مجامع بين المللى همداستان با آمريكا و اسراييل، فعاليت هاى صلح آميز هسته اى ما را محكوم كرده اند، راستش من خودم هم نمى فهمم چرا بايد بازارمان را در اختيار كشورى بگذاريم كه حقوق مسلم ما را قبول ندارد. البته اين تنها گزاره اقتصادى - تجارى اين مجموعه نيست بلكه موارد ديگرى همچون نقش شركت گوگل در القاى تبليغات غير مستقيم نيز در اين سريال مشهود است.

آنجا كه قرار است امپراتورى نو بنياد جومونگ «گوگورى يو» نام گيرد، بيننده را به ياد تبليغات و شايعات گسترده مبنى بر تاسيس كشورى به نام گوگورى يو يا گوگ لند در جزيره اى G شكل «لوگوى اصلى شركت گوگل» در اقيانوس آرام از سوى مديران گوگل مى اندازد.

البته شايد سخت باشد اگر بگويم حرف G از نمادهاى اصلى فراماسونرى است يا اينكه نرم افزار google earth هيچگاه آنگونه كه پايگاه اتمى نطنز را به وضوح مشخص كرده پايگاه اتمى ديموناى اسراييل را به دلايل امنيتى تصوير نكرده است. نمى دانم شايد اين هم از ترفندهاى اقتصادى بانو سوسانو و جومونگ باشد!

البته با تمام تلاش و زبردستى كه نويسندگان و دست اندركاران كره اى- اسراييلى اين مجموعه به خرج داده اند، هيچگاه نخواهند توانست اسامى برخى شخصيت ها و كاراكترهاى اين سريال مانند «مگول»، «يا گاك» و «ماگاك» را كه از ديدگاه ترمينولوژى يا اصطلاح شناسى همان «مغول»، «ياجوج» و «ماجوج» خودمان هستند، با پوشش فرهنگى بپوشانند؛ چرا كه همواره در پشت اين اسامى قتل و غارت، خونريزى و توحش نهفته است. البته بد نيست بدانند كه مردمان اين سرزمين همان صاحبان فرهنگى هستند كه از مغول ها، مسلمان ساختند و بنا بر برخى تفاسير اين ذوالقرنين يا كوروش ايرانى بود كه اسلاف و اجداد آنها يعنى ياجوج و ماجوج را از اين سرزمين بيرون راند. به هر حال اگر يكى از قسمت هاى اين سريال را از دست داديد، چندان نگران نباشيد چون صدا و سيما آن را سه بار برايتان پخش خواهد كرد!

نوشته شده توسط ماهان در جمعه 13 شهریور1388 ساعت 21 | لینک ثابت |

خرسها با یک ظرف عسل خر میشن- اسب با چند حبه قند – طوطی با چند تخمه – سگ با استخوان.... راستی تو هنوز موز دوست داری؟

ببخشید از شرکت روزانه مزاحمتون می شم. عکستون روی شیشه شیر قدیمی شده لطفاً یک عکس جدید برامون بفرستید

 

خرج كن ولی اصراف نکن. عاشق شو ولی دیوانگی نکن. آسوده باش ولي بيخيالي نكن . حرف بزن ولي ورّاجی نكن.  دوستت دارم........... ولي پورو نشو !!!

يه روز يه فرشته سراغم اومد و ازم خواست كه از بین گل و گلدون، يكي رو انتخاب كنم، من هم گلدون رو انتخاب کردم تا تو رو توش بزارم ، آخه كودي بهتر از تو پیدا نمي شه!

 

تو مثل خورشید هستی. می دونی چرا؟ چون با همون نگاه اولت می شد فهمید که از پشت کوه اومدی!

هروقت حس كردي همه درها به روت بسته شده و دلت پر از غمه دستاتو تا جايي كه مي توني رو به آسمان بلند كن و با همه توانت بزن تو سرت

نوشته شده توسط ماهان در پنجشنبه 12 شهریور1388 ساعت 13 | لینک ثابت |

عکس خفن ایرانی

خوب هر کسی برداشت خودشو داره
اما من به عنوان یک جوون ایرانی میگم این یعنی...
ولش کن بابا . مهم اینه عکس هنریه !

نوشته شده توسط ماهان در دوشنبه 9 شهریور1388 ساعت 12 | لینک ثابت |
چهار تا دوست كه ۳۰ سال بود همديگه رو نديده بودند توي يه مهموني همديگه رو مي بينن و شروع مي كنن در مورد زندگي هاشون براي همديگه تعريف كنن. بعد از يه مدت يكي از اونا بلند ميشه ميره دستشويي. سه تاي ديگه صحبت رو مي كشونن به تعريف از فرزندانشون
اولي: پسر من باعث افتخار و خوشحالي منه. اون توي يه كار عالي وارد شد و خيلي سريع پيشرفت كرد. پسرم درس اقتصاد خوند و توي يه شركت بزرگ استخدام شد و پله هاي ترقي رو سريع بالا رفت و حالا شده معاون رئيس شركت. پسرم انقدر پولدار شده كه حتي براي تولد بهترين دوستش يه مرسدس بنز بهش هديه داد.
دومي: جالبه. پسر من هم مايهء افتخار و سرفرازي منه. توي يه شركت هواپيمايي مشغول به كار شد و بعد دورهء خلباني گذروند و سهامدار شركت شد و الان اكثر سهام اون شركت رو تصاحب كرده. پسرم اونقدر پولدار شد كه براي تولد صميمي ترين دوستش يه هواپيماي خصوصي بهش هديه داد..
سومي: خيلي خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده. اون توي بهترين دانشگاههاي جهان درس خوند و يه مهندس فوق العاده شد. الان يه شركت ساختماني بزرگ براي خودش تاسيس كرده و ميليونر شده. پسرم اونقدر وضعش خوبه كه براي تولد بهترين دوستش يه ويلاي ۳۰۰۰ متري بهش هديه داد...
هر سه تا دوست داشتند به همديگه تبريك مي گفتند كه دوست چهارم برگشت سر ميز و پرسيد اين تبريكات به خاطر چيه؟ سه تاي ديگه گفتند: ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندي ما شدن صحبت كرديم. راستي تو در مورد فرزندت چي داري تعريف كني؟
چهارمي گفت: دختر من رقاص کاباره شده و شبها با دوستاش توي يه كلوپ مخصوص كار ميكنه. سه تاي ديگه گفتند: اوه! مايهء خجالته! چه افتضاحي! دوست چهارم گفت: نه. من ازش ناراضي نيستم. اون دختر منه و من دوستش دارم. در ضمن زندگي بدي هم نداره. اتفاقا همين دو هفته پيش به مناسبت تولدش از سه تا از صميمي ترين دوست پسراش يه مرسدس بنز و يه هواپيماي خصوصي و يه ويلاي ۳۰۰۰ متري هديه گرفت!

نتيجهء اخلاقي: هيچوقت به چيزي كه كاملا در موردش مطمئن نيستي افتخار نكن

نوشته شده توسط ماهان در دوشنبه 9 شهریور1388 ساعت 11 | لینک ثابت |
يه شب خانم خونه اصلا به خونه بر نميگرده و تا صبح پيداش نميشه!
صبح بر ميگرده خونه و به شوهرش ميگه كه ديشب مجبور شده خونهء يكي از دوستهاي صميميش (مونث) بمونه. شوهر بر ميداره به ۲۰ تا از صميمي ترين دوستهاي زنش زنگ ميزنه ولي هيچكدومشون حرف خانم خونه رو تاييد نميكنن!
يه شب آقاي خونه تا صبح برنميگرده خونه. صبح وقتي مياد به زنش ميگه كه ديشب مجبور شده خونهء يكي از دوستهاي صميميش (مذكر) بمونه.
خانم خونه بر ميداره به ۲۰ تا از صميمي ترين دوستهاي شوهرش زنگ ميزنه. ۱۵ تاشون تاييد ميكنن كه آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده!!
۵تاي ديگه حتي ميگن كه آقا هنوزم خونهء اونا پيش اوناست!

نتيجهء اخلاقي: يادتون باشه كه مردها دوستهاي بهتري هستند

نوشته شده توسط ماهان در جمعه 30 مرداد1388 ساعت 10 | لینک ثابت |

http://surfgeek.co.cc

http://yipie.info

http://jutjut.com

http://ridehernow.com

با اضافه کردن آی دی : tanhatareen_irooni  در یاهو مسنجر می توانید لیست جدید ترین سایت ها را دریافت کنید

نوشته شده توسط ماهان در جمعه 30 مرداد1388 ساعت 10 | لینک ثابت |
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar